شبکه ایران: غفوری فرد، نماینده مردم تهران در مجلس، اگر چه که در دولت میرحسین جزو مغضوبین لقب گرفت و به همراه ناطق نوری، مرتضی نبوی و عسگر اولادی از دولت خارج شد اما معتقد بود که موسوی بهترین گزینه برای مدیریت کشور است، اما امروز نگاه غفوری فرد پس از مواضع میر حسین موسوی تغییر کرده است.
او که با «ویژه نامه رمز عبور 3»، ضمیمه رایگان امروز روزنامه ایران، مصاحبه کرده است، درباره موسوی و خاتمی می گوید: «این آقایان جایگاهشان را از دست داده اند... و ما خوشحال نیستیم از این که فرزندان انقلاب یکی یکی کنار می روند».
مهمترین بخشهای این مصاحبه را در ادامه می خوانید:
**فضای غالب کشور در زمان انتخابات دهم فضای اصولگرایی بود چرا که قوه مقننه، قضائیه و مجریه، مجلس و شورای شهر که تأثیر زیادی بر فضای سیاسی کشور دارد در دست اصولگرایان قرار داشت.
**بخشی از دلایل بازگشت مردم از اصلاح طلبان به سمت اصولگرایان به فضای غالب سیاسی نظام که فضای اصولگرایی بود بر میگردد و پیروزی مجدد اصولگرایان نشان دهنده رضایت نسبی مردم از عملکرد آنان بود.
**در کمتر انتخاباتی در دنیا بیش از 85 درصد مردم مشارکت دارند به طوری که در کشوری مانند امریکا که بیش از 200 سال سابقه دموکراتی و پارلمانی دارد غالباً کمتر از 50 درصد مردم در انتخابات مشارکت میکنند و این امر نشان دهنده اعتماد مردم به نظام است.
**اصولاً متهم کردن دیگران از سوی گروهی که شکست میخورند روش خوبی نیست و باید صادقانه بگویند مردم از اصلاح طلبان خاطره خوشی نداشتند و به آنها روی نیاوردند و بعد دلایل این امر را بررسی کنند ببینند در مجلس ششم چه کردند که در مجلس هفتم و هشتم اصلاح طلبان در اقلیت و اصولگرایان در اکثریت بودند.
**بسیج و سپاه نهادی مقدس هستند که برای حفظ ارزشهای انقلاب شکل گرفتهاند و طبق دستور امام (ره) مجاز به دخالت در امور سیاسی کشور نیستند و وظیفه شان نیز مشخص است و رابطه آنها نیز با جریان اصولگرایی همانند رابطه آنها با تمامی مردم است. وظیفه سپاه حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی است و هیچ ارتباطی با اصولگرایی ندارد البته میتوان گفت اکثرغریب به اتفاق سپاهیان اصولگرا هستند ولی به این معنا نیست که سپاه از جریان اصلاح طلبی یا اصولگرایی حمایت کند.
**برخی اصلاح طلبان ممکن است به دین اسلام اعتقاد نداشته باشند به طوری که دبیر کل جامعه مشارکت در زمان حکومت اصلاحات اعلام کرده بود که «اصلاح طلبان طیف وسیعی هستند که در بین آنها از راست سنتی تا چپ مارکسیستی وجود دارد.» این موضوع را خودشان اعلام کردهاند ما که نگفتهایم.
**تا زمان تشکیل مجلس سوم که بحث روحانیت و روحانیون پیش آمد روحانیون راه خودشان را از روحانیت جدا کردند و در این شرایط تشکلهای همسو با روحانیت تشکیل شد که تا مجلس پنجم کار خود را ادامه دادند، بعد از مجلس پنجم با تشکیل کارگزاران جریان اصولگرایان در وضعیت کنونی متشکل از جبهه پیروان امام (ره) و رهبری متشکل از 14 تشکل سیاسی که در انتخابات مجلس هشتم نیز نقش تعیین کنندهای داشتهاند، جمعیت ایثارگران، فراکسیون انقلاب و رایحه خوش که مجموعاً فراکسیون اصولگرایان مجلس را تشکیل میدهند، قرار گرفت.
**مهمترین عامل پیروزی آقای احمدی نژاد شعارهای انتخاباتی وی بود نخستین شعار وی ساده زیستی بود که هم درعمل و هم به زبان ایشان تاکنون به این موضوع پایبند بودهاند این شعار برای مردم هم از نظر دینی و هم ظاهری بسیار قابل اهمیت بودچرا که مهمترین ویژگی نبی اکرم(ص) و حضرت علی (ع) به عنوان بالاترین شخصیتهای اسلامی ساده زیستی بود و این امر به عنوان یک ارزش بالای دینی و اعتقادی مورد احترام مردم ایران است. عشق به اسلام و اهل بیت از سوی مردم و وجود برخی مشکلات اقتصادی در زندگی روزمره آنان سبب شد تا جذب آقای احمدی نژاد شوند. از سوی دیگر شعار «احمدی نژاد، رجایی دوم است» به دلیل انس و احترام خاص مردم برای شخصیت شهید رجایی و تکیه بر شعارهای عمومی علیه استکبار جهانی و اسرائیل شانس پیروزی وی در انتخابات را دوچندان کرد.
**اصولگرایی چارچوب مشخصی دارد. اعتقاد به اسلام حکومتی، حکومت اسلامی، امام(ره)، قانون اساسی، ولایت فقیه و شخص مقام معظم رهبری به عنوان ولی فقیه از یک سو و از سوی دیگر استکبار ستیزی، کمک به حرکتهای آزادی بخش جهان، تلاش جهت ایجاد وحدت مسلمانان جهان، قانون اساسی به عنوان میثاق و منشور ملی محدودههای مشخصی را برای اصولگرایان ترسیم کرده است. ولی چون ما چارچوب کامل حزبی نداریم نمیتوانیم اصولگرایان را جناح بندی کنیم ما هر فردی را که این اصول را قبول داشته باشد اصولگرا میدانیم هرچند تندرو یا کندرو باشد.
**در زمان دولت آقای موسوی، من و آقایان مرتضی نبوی و ناطق نوری کنارگذاشته شدیم و جزو مغضوبین ایشان بودیم.
**مهمترین ضعف اصولگرایان در انتخابات نهم ریاست جمهوری عدم توافق آنان در معرفی یک نامزد انتخاباتی بود.
**متأسفانه مهندس موسوی قبل از شمارش کامل آرا و اعلام نتیجه قطعی انتخابات پیروزی خود را اعلام کرد و بعد از شمارش آرا و اعلام نتیجه قطعی انتخابات با اعلام دروغ بزرگ تقلب لطمه زیادی به کشور و نظام زد چرا که این رفتار اعتماد مردم را نسبت به نظام مخدوش کرد که لطمات آن بیشتر از حادثه آتش سوزی بود. جابه جا شدن 11 میلیون رأی در انتخابات ریاست جمهوری با حضور یک میلیون ناظر بر روی 44 هزار صندوق رأی در سراسر کشور و نظارت 600 هزار نفر بر نحوه شمارش آرا دروغ بزرگی بود.
**بنده در دومین دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی نگرانی خود را از رواج اشرافیگری و زندگی اشرافی اعلام کردم و این امر موجب شد تا از حکومت ساقط شوم. بنده معتقد بودم که حکومت از ساده زیستی فاصله میگیرد و به سمت اشرافی پیش میرود. ما کشوری انقلابی هستیم که باید روحیه مبارزه با اشرافیگری را تقویت کنیم.
**جریان اصلاح طلبی با توجه به آنچه در مجلس ششم اتفاق افتاد و بعد از وقایع انتخابات دهم ریاست جمهوری ضربه اساسی خورد و اگر افراطیون اصلاح طلبان را کنار نگذارند و فاصله نگیرند نمیتوانند با اصولگرایان رقابت کنند البته جریان دیگری که توان رقابت با اصولگرایان را داشته باشد فعلاً وجود ندارد اگر اصلاح طلبان مواضعشان را مشخص کنند و به قانون اساسی و ولایت فقیه و نسبت به نهادهای انقلاب مانند شورای نگهبان پایبند باشند و به رأی مردم تمکین کنند میتوانند در عرصه سیاسی حضور داشته باشند. اگر اصلاح طلبان، اصلاح نشوند جریان دیگری بی شک شکل میگیرد.
**این آقایان جایگاهشان را از دست دادهاند. موسوی بعد از 20 سال سکوت به عنوان نخست وزیر امام (ره)، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس شورای انقلاب فرهنگی و رئیس فرهنگستان هنر و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم نباید شأن و جایگاه خود را متزلزل میکرد. در وقایع بعد از انتخابات احترامشان حفظ شد و بعد مورد تکریم مقام معظم رهبری در سخنرانی نماز جمعه بعد از انتخابات قرار گرفت ومی توانست با ادامه این روند در چارچوب قانون کارکند. شاید در دوره بعد رئیس جمهور میشد. کروبی نیز جایگاه خوبی داشت، ما خوشحال نیستیم از اینکه فرزندان انقلاب یکی یکی کنار روند. مقام معظم رهبری نیز اعلام کردند که این افراد صلاحیت حضور در نظام را از دست دادهاند و بعد از آن آقای موسوی از ریاست فرهنگستان هنر کنار گذاشته شد.